سایه های بیداری

سرای دلشدگان

سایه های بیداری

سرای دلشدگان

آخرین مطالب

۱ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

رقص باران

رقص باران 

 

 

گر کنم خندان لبت ، رقص باران می‌کنی ؟ 

جان سرد زمهریران ، چون بهاران می‌کنی ؟ 

 

قطره ای از بحر خویشت ، بر گلوی تشنه ای

یا سراب حال هاجر ، چشمه ساران می‌کنی ؟  ​​​​​​

 

گر بر آیی از فراق مانده در پشت زمان

در شب بیداد هجران ، یاد یاران می‌کنی ؟ 

 

سرو خوش قامت کنون ، تنها به دشت افتاده ره

دشت جانان ، هر بهاران ، گلعذاران می‌کنی ؟

 

شادی و لبخند تو ، هر دانه ای چند ای پری ؟ 

مزرع دل ، با نگاهت ، دانه باران می‌کنی ؟

 

گفتمش یا رب ! این همه صنع جهان ، انشای توست ؟

گفت آه ه ه ه ، چاره ای بر حال زار کردگاران می‌کنی ؟

 

دل مسوزان بر خدای خودسر و بی خانمان

گو مگر تو ، چاره ای بر بردباران می‌کنی ؟ 

 

سایه اینجا دوزخ است ، بهل آن جنت موهوم را 

چون ؟ قیاس خفتگان ، با زنده داران می‌کنی ؟ 

یازده دی 404

  • سایه های بیداری